السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
217
تفسير الميزان ( فارسي )
« فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ » « 1 » نيز اين معنا استفاده شود ، و معناى آن اين نيست كه رسول كسى باشد كه فرشته وحى نزدش فرستاده شود ، بلكه مقصود اين است كه نبوت و رسالت دو مقام مخصوصند كه خصوصيت يكى رؤيا و خصوصيت ديگرى ديدن فرشته وحى است . و چه بسا هر دو مقام در يك نفر جمع شود ، و او داراى هر دو خاصيت باشد ، و چه بسا مىشود كه نبوت باشد و رسالت نباشد ، و در نتيجه معناى رسالت البته از نظر مصداق نه مفهوم اخص از معناى نبوت خواهد بود ، هم چنان كه حديث ابى ذر هم كه در سابق گذشت تصريح به اين معنا مىكرد ، و مىفرمود : پرسيدم : مرسلين از انبيا چند نفر بودند . پس روشن گرديد كه هر رسولى نبى هم هست ولى هر نبيى رسول نيست ، و با اين بيان جواب از اعتراضى كه بعضى بر دلالت آيه : « وَلكِنْ رَسُولَ اللَّه وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ » « 2 » كردهاند ، كه تنها خاتميت نبوت را مىرساند ، نه خاتميت رسالت را ، و روايت ابى ذر و نظاير آن هم رسالت را غير نبوت دانسته ، داده مىشود . به اين بيان كه گفتيم نبوت از نظر مصداق اعم از رسالت است ، و معلوم است كه وقتى اعم موقوف شود اخص هم موقوف مىشود ، چون موقوف شدن اعم مستلزم موقوف شدن اخص است ، و همانطور كه خواننده توجه فرمود نسبت بين رسالت و نبوت عام و خاص مطلق است ، نه عام و خاص من وجه ، ( كه رسالت از يك نظر عام و از نظرى ديگر خاص و نبوت هم از يك نظر عام و از نظرى ديگر خاص باشد ) . و در كتاب عيون از حضرت ابى الحسن الرضا ع روايت آورده كه فرمود : اولوا العزم از اين جهت اولوا العزم ناميده شدند ، كه داراى عزائم و شرايعند ، آرى همه پيغمبرانى كه بعد از نوح مبعوث شدند تابع شريعت و پيرو كتاب نوح بودند ، تا وقتى كه شريعت ابراهيم خليل برپا شد ، از آن به بعد همه انبيا تابع شريعت و كتاب او بودند ، تا زمان موسى ع شد ، و هر پيغمبرى پيرو شريعت و كتاب موسى بود ، تا ايام عيسى از آن به بعد هم ساير انبيايى كه آمدند تابع شريعت و كتاب عيسى بودند ، تا زمان پيامبر ما محمد ص . پس اين پنج تن اولوا العزم انبيا و افضل همه انبيا و رسل ع بودند ، و شريعت محمد تا روز قيامت نسخ نمىشود ، و ديگر بعد از آن جناب ، تا روز قيامت پيغمبرى نخواهد آمد ، پس بعد از آن جناب هر كس دعوى نبوت كند ، و يا كتابى بعد از قرآن بياورد ،
--> ( 1 ) سوره شعرا آيه 13 ( 2 ) سوره احزاب آيه 33